هیچی بهم ربط نداره حتی همین سیم رابطی که به بی ربطی ربط نداره

ژک
بخند که خندیدنت از نفرین برام بدتره دلبر!
خنده‌هات مثل نفرین پیرزن کولی شبمو میلرزونه دلبر!

- ثمره‌ی هر بار پناه بردن به کسی برای کاستن از تنهایی و یافتن آرامش چه بود؟
+ زخم‌های شبیه هم

-تنها در شهر
‌‌
با توجه به فعالیت کم چنل و سطح ضعیف شدن تکست ها و افکار نداشته این آدم نظرتون رو در باره چنل اعلام کنید
باعث خوشحالیه که شرکت کنید میدونم با خودم چندچندم 🤍
Anonymous Poll
72%
طبق روال گذشته چنل باشه
11%
موضوع و محتوا جدید
7%
روزمرگی
10%
و...
انسان های وحشی
تو باد مخالفتت سرمو به باد دادم.

ژک
بختش سیاه بود ولی موهای سرشو تو آینه سفید دید.

ژک
فکرام هوس‌باز شدن، واسه نقشه قتل خودشون.

ژک
خودش از همه فاصله گرفت تا چیزی نگه تو خودش.

ژک
تو خون میغلتید پسرک کوچک،
وسط دل تاریک،
وسط انبوهی از پروانه های مرده؛

کدام کودک مرده بدبخت زلزله زده، مگه درون من چیه بچه جان!

ژک
بی‌جان بود مثل تیکه آشغالی که مگس ها به دورش حلقه زده بودن.

ژک
تو تاریکی نگاهش یه سفیدی سقف بود، بی دلیل روشنایی رو میدید تو تاریک ترین سیاه چاله عمق حرفای تو سرش.

ژک
شبا تابلوهای خطر میریخت رو سرش قبل دوازده

ژک
سکوت محکم عربده ها!
چشم تو چشم جلوی آینهٔ سیاه بهش میگفت بگو داستانتو

ژک
شهر سکون ثانیه ها
سکوت بی دلیل حرف میخواست
سردردش دنبال مشاجره بود

ژک
HTML Embed Code:
2024/06/21 16:49:51
Back to Top